سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۸

رهبری نامحسوس: نمونه

یک روحانیِ سیرجانی به نام جهانشاهی به دلیلِ اعتراض به آن‌چه زمین‌خواری می‌دانسته به سه ماه و اندی حبس محکوم می‌شود. وبلاگ پلخمون این خبر را منتشر می‌کند، با تصویر زیر از چشمانِ خیره‌ی آقای خمینی:



جنبشِ عدالت‌خواه دانشجویی که مریدِ آقای خامنه‌ای هم هست بیانیه می‌دهد. به گفته‌ی همین منبع، جهانشاهی به فرمانِ آقای خامنه‌ای آزاد می‌شود؛ و بارِ دیگر اعتراضِ خود را آغاز می‌کند. این بار با پیاده طی کردنِ مسیرِ سیرجان تا تهران. این بار دادگاهِ ویژه‌ی روحانیت (که کاملاً وابسته است به نهادِ ولایت فقیه و بدونِ پایه در قوانین عرفی کشور) او را به جرمِ شکستن شئونِ روحانیت به دو سال حبس محکوم می‌کند. «در مدت حبس جهانشاهي در اوين، سختيهاي متعدّدي به او تحميل مي‌شود كه قطع موقّت جيره بهداشتي،‌ تبعيد به بند عمومي زندان و چندين بار رفتن به زندان انفرادي (در مجموع 73 روز) آن هم بدون دليل موجّه تنها بخشي از آنهاست.» [+]

جهانشاهی بعد از یک سال و سه ماه حبس (از مدتِ دو سال) آزاد می‌شود. بعد از این مدت به او گفته‌اند که آزادی‌اش به فرمانِ آقای خامنه‌ای بوده، و با پیامِ شفاهیِ ایشان که «شَکَرَ الله مَساعیکَ»، که تیترِ سایتِ جنبشِ عدالت‌خواه هم شده. وبلاگ پلخمون این خبر را با تصویرِ زیر منتشر می‌کند:



پیش‌تر در یادداشتِ رهبریِ نامحسوس نوشته بودم که غایب بودنِ نگاهِ مستقیم در عکس‌های آقای خامنه‌ای چگونه معنا می‌یابد. در این نمونه آن نشانه‌ها آشکارند: مریدان انتظارِ نگاهِ مستقیم دارند (و از تصویرِ نگاهِ مستقیمِ حضرتِ امام استفاده می‌کنند) اما در نهایت نگاهِ حضرتِ آقا را بالای ابرها می‌یابند. انتظارِ برخورد با زمین‌خواران را دارند اما بعد از پانزده ماه حبس که دو ماه‌اش هم انفرادی بوده، به یک عنایتِ شفاهیِ آقا که معلوم نیست چقدر هم مستند باشد و فردا تکذیب نشود اکتفا می‌کنند.

تصویرِ آماده‌ای در فرهنگِ عرفانیِ ایرانی هست که به مریدان تابِ تحملِ چنین تناقض‌هایی را می‌دهد: اولیای خدا رازدان و خموش‌اند. همیشه مصالحی هست که از نظرِ مرید پنهان است و مراد آن‌ها را می‌داند. همین رازدانی و خاموشی است که مقامِ ولی را غیر قابلِ دسترس می‌کند و او را مافوقِ انسانِ معمولی می‌سازد؛ انسانی که هر کار بکند رواست و ما را نمی‌رسد که از او علت و دلیل بپرسیم - چون او می‌داند و ما نمی‌دانیم. انسانی که البته کمرش زیرِ بارِ این راز، این امانتِ سنگین، در حالِ خرد شدن است؛ مریدان انتظار دارند شب‌ها با چاه دردِ دل کند چرا که هیچ کسی را محرمِ اسرار نمی‌یابد.

با کمکِ این تصاویر و بازنمایی‌هاست که مریدانِ آقای خامنه‌ای دامنِ ایشان را از حکمِ دادگاه روحانیت علیه جهانشاهی مبرا می‌دانند - با آن که خود قاضی‌القضاتِ دادگاهِ ویژه‌ی روحانیت است - ولی پیامِ شفاهیِ ایشان را تیتر می‌کنند. با آن که ایشان در بیست سالِ اخیر قدرت‌مندترین فردِ ایران بوده‌اند و این قدرتِ چشم‌گیر به رغمِ نهادهای انتخابی ریاست جمهوری و مجلس، «منویاتِ رهبری» را پیش برده‌است؛ هم‌چنان نزدِ مریدان‌شان مظلوم هستند و حتی شانزده سال از آن بیست سال را بی‌دغدغه به حسابِ انحراف از انقلاب می‌گذارند.

3 comments:

مانی ب گفت...

باید به این «پرده»ای هم که در ایران باستان بین شاه و مخاطبان آویخته می شده است٬ ربط داشته باشد.

فرهاد گفت...

امین آقا! خوشحالم که دوباره راه افتاده ای. من که مدتهاست به روز نکرده ام. وبلاگت فیلطر هم هست که البته راهش فیدخوانی است که به فیدخوانم اضافه ات کردlم. خب! بروم سر فرصت مطالبت را بخوانم.
منتظر مطالب بعدی هم می مانم و می خوانم.

فرهاد گفت...

راستی تا یادم نرفته! فیدت را فیدبرنر کن تا فیلطور نشود.