دوشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۸

دو روز دیگر: اجلاس خبرگان رهبری

دو روز بیشتر به برگزاری اجلاس خبرگان رهبری نمانده و اجلاس بعدی شاید سه یا شش ماه دیگر باشد. پیش‌نهاد می‌کنم همه نامه‌ای با درخواست بازنگری در عدالت و تدبیر آیت‌الله خامنه‌ای به نمایندگان مجلس خبرگان بفرستیم.

با رئیس فعلی این مجلس از این‌جا و با نماینده‌ی استان فارس آقای علی محمد دستغیب از این‌جا می‌توان مکاتبه کرد. ایمیل دیگر نمایندگان این مجلس در سایت دبیرخانه‌ی خبرگان هست - اما احتمال این که آن را ببینند نباید زیاد باشد. اگر آدرس پستی هست و امکان ارسال کاغذ شاید موثرتر باشد. اگر از نمایندگان این مجلس آدرس صفحه‌ی اینترنتی شخصی سراغ دارید لطفاً کامنت بگذارید.

برای تهیه‌ی متن شاید این پیش‌نویس بتواند ایده‌هایی بدهد.

به طور خلاصه:
درخواست برکناری آیت الله خامنه‌ای از مقام رهبری:
  1. نه بر خلاف قانون است و نه بر خلاف شرع و نه حتی بر خلاف نظریه‌ی ولایت فقیه. در محاسبه‌ی هزینه و فایده بهتر است به جای در افتادن با قانون و نظم سیاسی و یا دین و مقدسات مردم و یا میراث ایدئولوژیک انقلاب با یک شخص در افتاد که جز در حلقه‌ی مریدان و دست‌پروردگان‌اش در بین عموم محبوبیت چندانی ندارد اما قدرت بی‌حدی دارد و نماد تام و تمام نظم موجود است.
  2. پیش‌شرط هر تغییر ساختاری از مجرای قانونی تغییر قانون اساسی است و تغییر قانون اساسی تنها با خواست رهبر ممکن است. پس بدون تغییر رهبر امکان تغییرات ساختاری جز از راه انقلاب و با هزینه‌های سرسام‌آور وجود ندارد.
  3. حتی اگر از لحاظ عملی احتمال نتیجه‌بخش بودن‌اش کم باشد اخلاقاً موظف‌ایم پیش از آزمودن راه‌های غیرقانونی این راه قانونی را بیازماییم.
  4. وقتی که برای امید به عملی شدن به درخواست ابطالِ انتخابات بسیار دیر شده و جنبش سبز در افقِ کوتاه‌مدت هدفِ ملموسی را نمی‌بیند می‌تواند یک هدف کوتاه‌مدت برای این جنبش آشکار کند و به بی‌انگیزگی ناشی از بی‌هدفی فائق آید.
  5. وقتی که خیابان توسط زورِ نیروی سرکوب و مریدانِ رهبر فتح شده می‌تواند او را در عرصه‌ی عمومی به موضعِ دفاعی بکشاند.

سه‌شنبه، بهمن ۲۰، ۱۳۸۸

نامه ای از یک دوست

موضوع مهم و نگران كننده در مورد 22 بهمن

در اهمیت و سرنوشت سازی راهپیمایی 22 بهمن امسال گمان نمی كنم نیازی به قلمفرسایی من باشد. عملا نوعی رفراندم خیابانی است كه البته حكومت از تمام امكانات دارد استفاده می كند و علاوه بر بسیجی ها و نظامی ها و دولتی ها در استان تهران از سایر استانها هم دارد نیرو اعزام می كند. یاك مقداری طرفدار مردمی هم كه طبعا دارد.

از این سو بد شانسی بزرگی حاصل شده و آن این است كه از 22 بهمن تا 6 روز بعد كشور عملا یك هفته تعطیل است و همانطور كه می دانید در این طور مواقع جمعیت تهران از نصف هم كمتر می شود. طبیعی هم هست كه بیشتر جمعیت به سفر رفته هم از اقشار میانی و طبقه بالای تهران هستند.

من این روزها دوستان زیادی را می بینم كه می خواهند در راهپیمایی شركت كنند اما عملا به سفر خواهند رفت. هر كس هم فكر می كند "حالا من یكی می رم شمال چیزی نمیشه كه" و ممكن است به همین سادگی 22 بهمن به یك فاجعه ختم شود (در تاریخ انتخابات جهان هم مواردی داشته ایم كه نامزدی كه در تمام نظرسنجی ها پیروز بوده در آخرین لحظات به خاطر اینكه هركس فكر كرده "حالا كه رای می آورد چرا من به خودم زحمت رای دادن بدهم" عملا شكست خورده) یادمان باشد كه اگر جمعیت سبزها در راهپیمایی تهران كم باشد نه فقط سركوب شدید خواهند شد بلكه دستگیری‌های وسیعی بعد از 22 بهمن صورت خواهد گرفت.

من این مطلب را نمی توانم در وبلاگ خودم بنویسم چون اولا با وجود فیلترینگ شدید دسترسی به مدیریت وبلاگم خیلی برایم سخت شده. ثانیا دقیقا لب مرز دستگیری قرار دارم و با انتشار چنین مطلبی به نام خودم قطعا دستگیر خواهم شد.

اما از آن سو احساس می كنم كسی متوجه این خطر بزرگ كه ممكن است خیلی "شوخی شوخی" اتفاق بیفتد نیست و خیلی نگرانم. از این رو برای شما دوستان كه می دانم دسترسی آزادتری به رسانه‌های جمعی، وبلاگها و سرخط های خبری دارم این نامه را می فرستم و امیدوارم با یاری شما دوستان –به هر طریقی كه صلاح می دانید- موج هشداردهنده‌ای در این دو روز باقیمانده به راه بیفتد نظیر همان موجی كه كمپین تبلیغاتی اوباما در روزهای آخر منتهی به رای گیری به راه انداخت و با نگرانی از همه دعوت كرد گول بالا بودن اوباما در نظرسنجی ها را نخورد و حتما هر كس برود و رای بدهد.

لطفا هر كاری از دستتان برمی‌آید برای رفع این خطر انجام دهید و ضمنا به دلیلی كه گفته شد از آوردن نام من یا فوروارد این مطلب خودداری نمایید.