مدتی ايران بودم. مدتی قبلترش، درگير فراهم کردنِ شرايط سفر به ايران.
نوشتنی زياد ندارم. حس و حالام مثل کسی است که مدتی طولانی زير آب بوده و وقتی سر بيرون میآورد اولين چيزی که توجهاش را جلب میکند صداست، چون زيرِ آب، به جز اندکی گنگ و مبهم، صدا شنيده نمیشود؛ حتی صدای موجهايی که خود آب میسازد.
از عکسهايی که گرفتهام در اين مدت، تعدادی را روی فليکر گذاشتهام.
کامنت برای کسانی که از پشت فيلتر میخوانند.